الملا فتح الله الكاشاني
232
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( وَآباؤُنا ) * و پدران ما * ( هذا ) * اين سخن را * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از آمدن محمد ( ص ) يعنى پدران سابق ما را نيز وعده داده بودند از وقوع حشر و نشر * ( إِنْ هذا ) * نيست اينقول * ( إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * مگر افسانهء پيشينيان و اكاذيب ايشان كه در صحايف نوشتهاند و گذاشته و هيچ حقيقتى ندارد اساطير جمع اسطوره است چه آن مستعمل است در ما يتلهى به يعنى آنچه به آن مشغول شوند از امر حق مانند اعاجيب و اضاحيك كه جمع اعجوبه و اضحوكه است بمعنى ما يتعجب به و ما يضحك به و گويند كه آن جمع اسطار است كه جمع سطر است بعد از آن بر منكران بعث احتجاج ميآورد در باب وقوع حشر و بعث و ميگويد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) مر اين منكران را كه بگوئيد * ( لِمَنِ الأَرْضُ ) * مركز است زمين * ( وَمَنْ فِيها ) * و آنكه در ويست از مخلوقات يعنى جواب دهيد كه مالك و خالق زمين و اهل زمين كيست * ( إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * اگر هستيد كه ميدانيد يعنى اگر از اهل عمليد نه اصحاب جهل يا اگر علم به آن داريد پس به آن خبر دهيد اين استهانة است بايشان و تقرير فرط جهالت ايشان بر وجهى كه اين امر جلى و واضح را نميدانند و الزام ايشان به آنچه ممكن نيست كه بويى از علم داشته باشند انكار آن كند و لهذا قبل از آنكه جواب دهند از جواب ايشان اخبار فرموده و گفته كه * ( سَيَقُولُونَ لِلَّه ) * زود باشد كه بگويند در جواب تو كه زمين و آنچه در او است مر خدايراست چه عقل بادنى نظرى ملجا ايشانست باقرار كردن به آنكه حقتعالى خالق و مدبر آنها است پس چون ترا چنين جواب دهند * ( قُلْ ) * بگو بايشان كه * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * آيا پند نميگيريد و در نمييابيد كه كسى كه اولا قادر باشد بر آفريدن زمين ثانيا نيز از ايجاد و اعادهء آنها عاجز نخواهد بود چه به دو خلق اهون از اعادهء ان نيست بلكه امر به عكس است بعد از آن به جهت زيادتى حجت ميفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو بايشان به او بگو كه * ( مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ ) * كيست آفريدگار آسمانهاى هفتگانه با عظمت و رفعت و شكل عجيب و هيأت غريب * ( وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ) * و كيست پروردگار عرش بزرگ كه اعظم مخلوقاتست * ( سَيَقُولُونَ لِلَّه ) * زود باشد كه گويند آسمانهاى رفيع و عرش وسيع مر خدايراست و رب همه او است نه غير او چون اين جواب بدهند * ( قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ ) * پس بگو آيا پرهيز نميكنيد از عقاب او بر جحود توحيد و قدرت او و اشراك در عبادت او يعنى از عذاب او بترسيد و بعضى مخلوقات را با او شريك مگردانيد و منكر قدرت او مشويد بر بعضى مقدورات او كه آن بعث است و نيز بجهة زيادتى احتجاج